تبليغاتX
تات ها
پايگاه تات شناسي

صحبت‌ رو در رو

 

گفتگوي‌ هلال‌ محمداف‌  با تات‌ و تالش‌شناس‌ ايراني‌، علي‌ عبدلي‌

منبع : mamedov,hilal,tolishisado qazeti,no.12,il:yanvar1993

 

چندي پيش يك‌ گروه‌ از خادمان‌ فرهنگ‌ در باكو گرد آمدند تا در سمينار زبان‌ وفرهنگ‌ تالش‌ شركت‌ نمايند. در شماره‌ 9 نشريه‌ صداي‌ تالش‌، اعضاء آن‌ گروه‌ به‌ اختصارمعرفي‌ شدند وبه‌ دنبال‌ آن‌ مطلب‌ ديگري‌ در همين‌ مورد در نشريه‌ (باكينسكي‌ رابوچيني‌)  درج‌گرديد. در آن‌ زمان‌ ما موفق‌ نشديم‌ كه‌ مردم‌ آذربايجان‌ را با مهمانان‌ ايراني‌ خود آشنا نماييم‌ولي‌ اكنون‌ كه‌ انتشار دوره‌ جديد (صداي‌ تالش‌) آغاز شده‌ است‌. دكتر هلال‌ محمداف‌ متن‌مصاحبه‌اي‌ را كه‌ در آن‌ زمان‌ با دكتر علي‌ عبدلي‌ انجام‌ داده‌ بوده‌، در اختيار ما گذاشته‌ است‌ كه‌ذيلاً از نظرتان‌ مي‌گذرد. سردبير.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:30  توسط علي عبدلي  | 

در ده سال اخير در جمهوري آذربايجان براي آن‌كه  معنايي تازه به اين نام بدهند، كوشش‌هاي فراوان به خرج داده شده . اين تلاش ها، نه از جانب متخصصان بلكه از سوي كساني كه از دانش زبان شناسي و تاريخ به دوراند و تخصصي در اين زمينه ندارند، صورت مي گيرد.

اين قبيل مردمان به كارهاي غير علمي دست مي‌زنند و چنين گمان مي‌برند كه بـا سخن‌پردازي‌هاي دور از حقيقت، مي‌توانند مسايل علمي را حل وفصل كنند! جريان را كاملا ساده كرده و بدون هيچ آگاهي از ريشه‌شناسي و فن تحليل تاريخي بـا تمام نيرو، كوشش مي‌كنند كه وجود تركان را در سرزمين‌ ما باستاني بنمايانند و در تحليل خود نام آذربايجان را باژگونه به كار مي‌گيرند!

آنان كه در اين باره از خود كوشش بسيار به خرج مي‌دهند، متوجه نيستند كه مفهوم نام، گرچه اسناد مهمي براي معين كردن تـاريخ و هويت اقوام است، ولي استناد تنها به يك نام، بدون نشانه‌هاي ديگر امكان‌پذير نيست و مغاير اصول علمي مي باشد. همچنين نمي‌توان براي پيدايش زبان يك قوم معني جديد ي سر هم آورد و نمي‌توان ساده‌لوحانه گمان كرد كه نام‌هاي همگون، در تـاريخ بـا هم همانند بوده باشند. نام‌هاي به ظاهر شبيه كه در طول زماني زيادي از هم جدا بوده‌اند، اكثرا به گونه‌اي تصادفي شبيه مي‌شوند. «ا.م دياكونوف» در حالي كه تحليلي جدي از زبان‌شناسي ندارد، نام خلق‌ها و كشورها را خودسرانه و با ساده‌انديشي از روي شباهت ظاهر، به هم نزديك شمرده است و اين كار ما را به حل مسايل قومي كشور نزديك نخواهد كرد. بـا اصطلاح اصولي دانشمنداني كه نام شان پيشر آمد، در حل مشكل‌ترين مساله‌هاي تاريخي منطقه از آن‌ها استفاده مي‌نمايند، اين موضوع زياده از حد، ساده و ابتدايي است. دلايل بي‌‌بنياد ايجاد مي‌شود و تمامي كوشش‌ها براي اين انجام مي‌يابد كه براي آذربايجان كلمه‌هايي شبيه از زبان‌هاي تركي پيدا بكنند. بـا استفاده از «فال قهوه» و توضيح ريشه‌شناسي مي‌خواهند كه اين عقيده را ثابت كنند كه نام آذربايجان، ريشه تركي دارد!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 19:48  توسط علي عبدلي  | 

نگرشی بر مسایل زبانی در جمهوری آذربایجان

(تاتي ، تالشي و  .... )

نویسنده دكترعنایت الله رضا   


جمهوری کنونی آذربایجان که در ماخذ ایرانی و سریانی « اران » و « ران » نام داشت در ماخذ مولفان یونان و روم باستان ، با عنوان « آلبانیا » و در ماخذ ارمنی با نام « آلوان = اغوان » و « الوانک = اغوانک » و در ماخذ گرجی ( ایبریایی ) به صورت « رانی » آمده است . هرودوت از وجود سه قوم میک ( موخوی ) ، کاسپ و اوتی در محدوده جمهوری کنونی آذربایجان طی سده های ششم و پنجم پیش از میلاد خبر داده است. استرابون که در سده نخست پیش از میلاد و سده نخست میلادی می زیسته ، از وجود بیست و شش قوم و طایفه در سرزمین مذکور یاد کرده است. از اقوام شناخته شده ساکن اران (آلبانیا) می توان به اقوام کاطس (کاسپ) ، آلبان (ران) ، میک که به سبب مشابهت آن را با موغان یکی پنداشته‌اند ، گل (گیل) ، اوتی (اودین) و گرگر ، سیلو (یلب) ، لوپن (لیپین) ، وات ، گاو ، گلوآر ، خرسان ، خچماتاک ، پاسخ( پوسخ)، پوکوان ، تاواسپاران ، خی بیوان ، لاهیج ، تات ، تالش ، بودوگ ، کریز ، کردو خینالوگ اشاره کرد . بعضی از این نامها در آثار مولفان باستان و برخی در نوشته های مولفان عصر ما آمده است. در طول تاریخ ، مسائل زبانی همواره با مسائل و پدیده های قومی در رابطه ای بسیار نزدیک بوده اند . فلذا در بررسی در بررسی مسائل زبانی در جمهوری آذربایجان ، توجه به مسائل قومی ، امری است بسیار ضروری. پس از انقلاب روسیه و اعلام حکومت شوروی در اران که نام جمهوری آذربایجان و سپس نام جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان بر آن نهاده بودند، مبارزه با گسترش زبان پارسی آغاز گشت. خط و کتابت پارسی رایج در آن سرزمین، نخست به لاتینی و اندکی بعد به حروف الفبای روسی بدل شد. مدارس ایرانی که در آنها دانش آموزان به زبان پارسی درس می خواندند بسته شد. حتی به اقوام ایرانی زبان آن سرزمین اجازه تحصیل به زبان پارسی داده نمی شد.
در طول تاریخ، مسایل زبانی همواره با مسایل و پدیده های قومی در رابطه ای بسیار نزدیک بوده اند. در بحث، بررسی و اظهارنظر پیرامون مسایل زبانی، مسایل قومی را نمی توان از دیده دور داشت. بنابراین در بررسی مسایل زبانی در جمهوری آذربایجان، توجه به مسایل قومی، امری است بسیار ضروری.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 6:51  توسط علي عبدلي  | 

زبان هوري يك زبان ايراني و خويشاوند تاتي و آذري ست

منبع اين مطلب در زير آمده است اما متاسفانه نام نويسنده در آن منبع مشاهده نشد

www.azargoshnasp.net/history/Hurrian/hurrianpasokh.htm

جريان فكري ناسازگار و همسايه ستيز حاكم بر تركيه ، كه آرزوي احياي امپراطوري عثماني ، مدام خوابشان را آشفته است و در اين راه از پرداخت هيچ هزينه و تن دادن به هيچ قباحتي ابا نداردند ، اين تفاوت را با اسلاف خود دارند  كه آنان با سوء استفاده از نا م  د ين اسلام خودرا اميرالمومنين مي خواندند و كشور گشايي مي كردند ، اما اينان زير چتر دفاع از قوم ترك و با اهرم زبان تركي در همه جا بذر نفاق و عوام فريبي مي پاشند ، براي تشكيل امپراطوري موهوم اوراسيا زمينه سازي مي نمايند و در سراسر آسيا به هرجايي كه مي رسند نشاني تبار مشترك خود را مي يابند و در اين عرصه  هيچ ملت و تمدني را نمي شناسند كه ترك نباشند و يا ريشه تركي نداشته باشد . به قول ، شادروان اقرار علي اف ، دانشمند بزگ تاريخ شناس  « آين آدم هاي نادان حتي مي خواهند بر اوستا نيز چنگ بيندازند آنها  مثل بچه هاي خجالتي زير لب زمزمه مي كنند كه زبان آن كتاب نيز تركي ست » همان طور كه ادعا مي كنند زبان ايلاميان و سومريان نيز تركي بوده ! وقتي هم كه بپرسي چگونه چنين چيزي ممكن است: مي گويند چون زبان آنها ها نيز مثل تركي ملتصق بوده .البته  اين خود زمينه اي ست كه در فرداهاي نه چند دور ادعا كنند كه دراويدي ها ،  بوميان امريكا ، بخش بزرگي از اقوام آفريقا و اهالي استراليا نيز ترك بوده اند زيرا زبان آنها نيز از گروه ملتصق مي باشد!!. مقاله زير پژوهش ارجمندي ست در اين زمينه كه اميد واريم مورد توجه قرار گيرد « تات ها » .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 7:5  توسط علي عبدلي  | 

خبري براي تاتها و تات پژوهان

 

از زمان انتشار رساله پر ارج " آذري يا زبان باستان آذربايجان " نوشته سيد احمد كسروي تاكنون  مقالات و نوشته هاي فراواني در باره آذري و تات منتشر شده است كه هريك به جاي خود ارزش بسياري دارند . اما  جاي يك اثر مدون كه به استناد آخرين دستاوردهاي پژوهشي بتواند آگاهي هايي در زمينه تاريخ ، زبان و جامعه ي تاتها ي ايران و بيرون از مرزهاي ايران در اختيار علاقمندان   قراردهد ، همچنان خالي ست . اهميت  اين موضوع موجب گرديد  كه  نگارنده  دست به نگارش كتاب ( تاتهاي ايران و قفقاز ) بزند و اكنون اثر مذكور كه با حجم نسبتاً كم خود  مي تواند پاسخگوي بسياري از پرسشها ي علمي در مورد آذري و تات و روشنگر انبوه ابهامات موجود در اين زمينه باشد ، تدوين گرديده و آماده چاپ مي باشد . با اين اميد كه با همكاري مخاطبان اثر هرچه زودتر ناشري پيدا بشود يا سرمايه گذاري كه هزينه چاپ آن را حد اكثر تا 20 ميليون ريال ، بپردازد .

عناوين مطالب كتاب به شرح زير مي باشد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 13:19  توسط علي عبدلي  | 

ريشه مشترك اقوام ساكن در ايران

منبع : خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران  كد خبر: 8503-06068



براساس تحقيقات ژنتيك پزشكي و جمعيتي دانشگاه «كمبريج» كه با كمك و نظارت گروهي از برجسته ترين محققان اين رشته انجام شده، جمعيت هاي ايراني كه با زبان‌هاي غير از گروه هندو-اروپائي تكلم مي‌كنند به ويژه جمعيت آذري زبان ساكن در فلات ايران ريشه ژنتيكي مشتركي با اقوام ترك زبان ساكن در كشور تركيه و اروپاي شرقي ندارند و بر عكس «شاخص‌هاي تمايز ژنتيكي» آنها (مانند FSt) با ساير گروه‌هاي ساكن در فلات ايران به ويژه فارسي زبانان نزديك به صفر است كه نشانگر ريشه ژنتيكي مشترك آنها در اعماق تاريخ ايران است.

دكتر مازيار اشرفيان بناب، عضو هيات علمي پژوهشكده باستان شناسي سازمان ميراث فرهنگي كشور كه دانش‌آموخته دكتري پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران و كارشناسي ارشد باستان شناسي از دانشگاه «منچستر» بوده و در حال حاضر مشغول گذراندن ماه‌هاي آخر مقطع دكتري تخصصي رشته ژنتيك پزشكي و جمعيتي در دانشگاه «كمبريج» انگلستان است در گفت‌و‌گو با خبرنگار «پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) خاطرنشان كرد: موضوع تحقيق و مطالعه من در مقطع دكتري مطالعه ژنتيكي اقوام ايراني و بررسي ارتباطات تاريخي و ژنتيكي تمام اقوام ساكن در فلات ايران بوده است.

در اين مطالعه كه با كمك و نظارت گروهي از برجسته ترين محققان ژنتيك تكاملي و جمعيتي انجام شده، نمونه‌اي از افراد داوطلب وابسته به تمام گروه‌هاي اجتماعي و قومي ايران مورد مطالعه قرار گرفته‌اند كه نتايج حاصله بسيار جالب توجه و تعمق مي‌باشد.

به گفته وي، مطالعه DNA ميتوكندريال نشان مي‌دهد كه ريشه مشترك مادري تمام اقوام ايراني ساكن در فلات ايران به زماني بسيار عقب تر از آنچه در نظريه مهاجرت اقوام آريائي مطرح مي باشد بر مي‌گردد بدين ترتيب كه اگر تمامي اختلاط ها و شاخص هاي ژنتيكي مربوط به ساير مناطق جغرافيايي و قومي را از محتواي ژنتيكي نمونه‌هاي مدرن ايراني ئshy;ذف كرده و به كناري بگذاريم، اخيرترين جد مشتري مادري ما (Most Recent common ancestor- MRCA) زماني حدود 10 هزار و 500 تا 11 هزار سال قبل در فلات ايران مي‌زيسته است.

وي افزود: نزديكي ژنتيكي بين اقوام ساكن در فلات ايران و از سوي ديگر خاص بودن اين محتوي ژنتيكي در فلات ايران به قدري ملموس و غير قابل انكار است كه حتي به كار بردن كلمه اقوام را در مورد جمعيت هاي ساكن در فلات ايران با شك و ترديد روبرو مي‌كند. به اين معني كه آنچه باعث تمايز ژنتيكي گروه‌هاي انساني مي شود تا بتوان آنها را به صورت اقوام تمايز يافته در زمان و مكاني خاص تصور كرد ابدا در محتواي ژنتيكي ايرانيان اعم از فارس و آذري و لر و بلوچ و تركمن و .... ديده نمي‌شود.

دكتر اشرفيان بناب در گفت‌و‌گو با ايسنا خاطرنشان كرد: براساس يافته هاي محققان انسان شناسي، فلات ايران اولين و مهمترين گذرگاه انسان مدرن در مسير مهاجرت به سرزمين‌هاي ناشناخته و جهت دستيابي به منابع جديد بوده است. بدين ترتيب تصور عمومي در مجامع علمي بر اين است كه اولين حضور و استقرار انسان مدرن در فلات ايران چيزي در حدود 60 تا 70 هزار سال قبل بوده است كه شواهد و يافته هاي سطوحي از محوطه هاي پيش از تاريخ نيز بر همين امر دلالت مي‌كنند؛ بدين ترتيب انسان مدرن در سرتاسر فلات ايران استقرار و اسكان داشته و پس از طي چند ده هزار سال با پيدايش كشاورزي در حدود 10، 11 هزار سال قبل در منطقه هلال بارور كه بخش‌هايي از غرب فلات ايران را نيز شامل مي شود و سپس اهلي كردن حيواناتي مانند برخي احشام نقش عمده‌اي در پيدايش اولين فرهنگ هاي يكجانشيني و تمدن هاي اوليه جهاني ايفا كرده است.

وي تصريح كرد: بر اساس منابع تاريخي و باستان شناسي و زبان شناسي موجود تصور كلي بر اين است كه درحدود چهار هزار سال قبل اقوامي مهاجم يا مهاجر كه به آنها نام آريايي داده شده است از آسياي مركزي به سمت جنوب مهاجرت كرده و وارد فلات ايران شده اند و پس از استقرار سه قبيله مهم آنها در فلات ايران (فارس ها در مركز و جنوب، پارتها در شمال شرق و مادها در غرب و شمال غرب) بخشي از اين اقوام به سمت شبه قاره هند و بخش ديگر به سمت اروپا مهاجرت كرده و اقوام مدرن هندو-اروپائي را پديد آورده اند.

عضو هيات علمي پژوهشكده باستان شناسي سازمان ميراث فرهنگي كشور با اشاره به اين كه تاريخ مدون دقيق و قابل اعتمادي در خصوص اين وقايع جمعيتي در دست نيست، به ايسنا گفت: دانشمندان در دهه‌هاي اخير براي مطالعه علمي سرگذشت انسان به مطالعات زبان شناسي و ژنتيكي روي آورده‌اند. با توجه به اين كه زبان به سرعت و طي گذشت حتي چند نسل مي‌تواند به شدت دچار تغيير محتوايي و شكلي شود، امروزه مستندترين و قابل اعتماد ترين يافته‌هاي انسان شناسي، در كنار يافته ها و شواهد فسيلي يافته هاي ژنتيكي مي‌باشند.

به گفته اين پژوهشگر ژنتيك پزشكي و جمعيتي، در مطالعات ژنتيكي جمعيتي مطالعه DNA ميتوكندريال كه فقط از مادر به فرزندان منتقل مي‌شود مي تواند تاريخ و گذشته نسل‌هاي مادري را نمايان كند و همچنين مطالعه بخش فاقد نوتركيبي كروموزوم Y كه از پدر به فرزندان مذكر منتقل مي‌شود مي‌تواند تصوير روشني از گذشته و تاريخ پدري اقوام در طي نسل هاي متمادي در اختيار دانشمندان قرار دهند.

دكتر اشرفيان بناب، در ادامه خاطرنشان كرد: يكي از يافته هاي جالب توجه در مطالعه اخير اين است كه گروه‌هاي غير فارسي زبان به ويژه جمعيت آذري زبان ساكن در فلات ايران ريشه ژنتيكي مشتركي با اقوام ترك زبان ساكن در كشور تركيه و اروپاي شرقي ندارند و بر عكس شاخص تمايز ژنتيكي آنها با ساير گروههاي ساكن در فلات ايران به ويژه فارسي زبانان نزديك به صفر است كه نشانگر ريشه ژنتيكي مشترك آنها در اعماق تاريخ اين مرز و بوم است...حتي هزاران سال قبل از اين كه نامي از ايران يا اقوام آريائي در ميان بوده باشد.

وي در گفت‌و‌گو با ايسنا تصريح كرد: اين در حالي است كه در بيشتر منابع جمعيتي و زبان شناسي ايرانيان را به دو گروه تقسيم مي‌كنند. يكي آنها كه به زبان فارسي يا ساير زبانهاي وابسته به گروه هندو-اروپايي مكالمه مي‌كنند و تصور بر اين است كه از اعقاب اقوام آريائي هستند و ديگر، آنها كه با زبان‌هايي غيراز گروه هندو-اروپائي مكالمه مي‌كنند مانند گروه Altaic كه زبانهايي مانند تركي و آذري و تركمن يا افشار را در بر مي‌گيرد و تصور مي‌رود اين گروه‌ها فاقد ريشه مشتري هند و اروپايي هستند؛ اما يافته هاي ژنتيكي اين بررسي همه دلالت بر اين دارند كه ساكنان فلات ايران در گذر تاريخ هر چند بسيار مورد هجوم و آسيب ساير اقوام قرار گرفته اند و گاه زبان و تكلم آنها كم و بيش تحت تاثير قرار گرفته است نه تنها هويت فرهنگي و تاريخي خود را حفظ كرده‌اند بلكه محتواي ژنتيكي خود را كه نشان از ريشه مشترك چندين هزار ساله آنان دارد را نيز مصون داشته اند.

اشرفيان بناب همچنين گفت: نتايج اين مطالعه نشان داده است كه برخي از جمعيت هاي ايراني خصوصا هموطنان زرتشتي خصوصيات جمعيتي بسيار خاص و منحصرصر به فردي را نشان مي‌دهند.

وي همچنين تصريح كرد كه نتايج اين مطالعه در قالب چندين مقاله علمي تدوين و منتشر خواهد شد كه در حال حاضر اولين آنها جهت نشر به يكي از مجلات علمي معتبر ژنتيك ارسال شده است.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 9:34  توسط علي عبدلي  | 

منتشر شد

خوراک های تالشی

ره آوردی بدیع از گستره فرهنگ تالش ِ هدیه به بانوان سرزمین ما

پخش : ۰۹۱۱۳۳۶۹۸۷۹

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 7:54  توسط علي عبدلي  | 

آراني خواهر زبان آذري

نويسنده : يحيي ذكاء  -  منبع: www.kolur.ir

در قفقاز، در سرزمين آران و شروان كه امروزه به اشتباه «جمهوري آذربايجان» ناميده ميشود، از گروه زبانهاي ايراني، سه زبان: كردي، تالشي، تاتي رواج دارد.

كردها در مناطق «كَربَجَر» (كلبه جَر)، لاچيني، قبادلي، زنگيان و جمهوري خودمختار نخجوان و نيز در نواحي جبرائيل، يولاخ، خودات و در روستاهاي معدود ديگر زندگي ميكنند.

مردم تالشي زبان، در نواحي: آستارا، لنكران، لريك، ماساللي پراكندهاند. تالشها اكثرا در جنوب قفقاز در ناحيهيي كه پيش از اين گشتاسفي ناميده ميشده و در كرانههاي غربي درياي خزر واقع شده است، نشيمن دارند و گروهي از آنان نيز در ناحيه تالش ايران ميزيند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 14:54  توسط علي عبدلي  | 

منبع : دایرت المعارف بزرگ اسلامی جلد ۱

آذَری، نام زبان پیشین آذربایجان که شاخه‎ای از زبانهای ایرانی غربی است. این کلمه منسوب به «آذربایجان» است. و در زبان عربی به شکل «اَذَرِیّ» و «اَذْرِیّ» تلفظ می‎شود. در عربی، صفت منسوب به آذربایجان به شکل «اَذْرَبیّ» و «اَذْرَبیجیّ» نیز گفته می‎شود که از «اَزْرَبیجان» گرفته شده که تلفظ کلمۀ «آذربایجان» در زبان عربی است. این زبان در نوشته‎های عربی و فارسی، علاوه بر آذری و صورتهای دیگر آن، فهلوی، پهلوی، رازی، راژی، راجی و شهری نیز نامیده شده است. تا آنجا که اطلاع داریم این زبان یا لهجه ـ که طبعاً در مناطق مختلف آذربایجان گویشها و گونه‎های مختلف داشته ـ از بعد از اسلام تا حدود قرن 11ق/17م در آذربایجان رایج بوده و هنوز نیز بقایایی از آن با نام «تاتی» در برخی از روستاها متداول است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 10:51  توسط علي عبدلي  | 

لطفاْ اگر فرصت داشتید از www.taleshan.com ديدن نماييد

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 7:20  توسط علي عبدلي  | 

تاريخ زبان پارسی در آذربايجان

دكتر حسين نوين رنگرز

قديم‌ترين خبر درباره‌ي «زبان آذري» مردم آذربايجان، متعلق به اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم هجري است. اين خبر را ابن نديم از قول ابن مقفع در كتاب الفهرست (سال 327 ق / 318 خ) نقل مي‌كند:

«‌فاما الفهلويه، زباني است كه مردم اصفهان، ري، همدان، ماه نهاوند و آذربايجان سخن مي‌گويند»1طبري در تاريخ خود، ذيل وقايع سنه 235 ق / 228 خ، از شخصي به نام «‌محمد بن البعيث» نام مي‌برد كه با متوسل عباسي به جنگ پرداخته است؛ او مي‌نويسد: «‌حد ثني انه انشدني بالمراغه جماعه من اشياخها اشعاراً لابن البعيث بالفارسيه و تذكرون ادبه و شجاعه و له اخباراً و احاديث»2. در عبارت فوق، طبري به صراحت زبان مردم آذربايجان را (در اوايل قرن سوم هجري) فارسي مي‌شمارد. كسروي نيز با استناد به قول طبري مي‌نويسد: «‌ به نوشته طبري، اين مرد [محمد بن البعيث] شعرها نيز به زبان پارسي يا آذري داشته و ميان آذربايجان معروف بوده است. اگر تا به امروز مي‌ماند، از كهنه‌ترين شعرهاي پارسي به شمار بوده و ارزش شايان در بازار ادبيات داشت»3


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 7:18  توسط علي عبدلي  | 

منبع :www.holyiran.com

شادروان علی دهقان(۱۲۸۹ ارومیه ــ ۱۳۸۱ تهران) از فرهنگیان قدیمی ایران بود که سالهای دراز را به معلمی و تصدی سمت های اداری و مدیریتی در آذربایجان سپری کرد.مرحوم دهقان اهل پژوهش و نویسندگی بود و علاوه بر چند کتاب مقالاتی متعدد در روزنامه های کشور منتشر کرد. از جمله حوزه های مورد علاقه این ایران دوست بزرگ از دست رفته تحقیق درباره تاریخ ورود ترکان به آن خطه و وضعیت زبان ترکی در آذربایجان بود. اين مقاله از رساله نسبتا مفصل مرحوم دهقان تحت عنوان "زبان کنونی آذربایجان" نوشته و نقل شده است.
تحقیق و بررسی ملیت ساکنان آذربایجان که آیا ایرانی بوده اند یا اینکه از نژاد دیگر هستند و ایرانی بودن بر آنها تحمیل شده است و مهمتر از آن تحقیق در زبان کنونی آذربایجانیان بخصوص در این دوران که افراد تندرو در ترکیه و معدودی طرفدارانشان در آذربایجان آن منطقه را قسمتی از ترکستان بزرگ قلمداد می کنند که از مرز چین در شرق تا دریای مدیترانه در غرب کشیده شده است و زبان آنها نیز جزو لهجه های مختلف زبان ترکی می دانند از ضروریات است تا نسل جوان کشور تحت تاثیر سیاست های مختلف قرار نگیرند. جهت روشن شدن مطلب در این رساله نظریات مختلف محققان و دانشمندان را تا حدی که در دسترس نگارنده بوده و معلومات بسیار کم و ناقص نویسنده اجازه می دهد نقل و از آنها نتیجه گیری می نماید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 7:36  توسط علي عبدلي  | 

 مسئله تات و تاتي در ايران

نوشته فيروز منصوري / منبع : www.parsifa.com

واژه « تات» اصطلاحي است كه از جانب تركان به اشخاص و اهالي فارسي زبان اطلاق گرديده و در منابع ادبي و تاريخي آنان بيشتر به كار رفته است. در منابع ايراني معمولاً اصطلاح « ترك و تاجيك» گروه فارسي زبان و ترك زبان را مشخص مي‌كرده است. با اين وصف، در تاريخهاي ايراني قبل از صفويه هم اين اصطلاح به چشم مي‌خورد، و از زمان شاه عباس كبير به بعد، اكثراً در نوشته‌هاي جهانگردان خارجي اين واژه به تعبير و تعريف درآمده است.
اي. پ. پطروشفسكي، در رساله « نهضت سربداران خراسان» مي‌نويسد:
شيخ حسن و مسعود (پس از پيروزي سال 742هـ ) ناچار مي‌بايست خواستهاي عامه مردم را برآورند و با بزرگترين امير فئودالي خراسان ــ معزالدين حسين كرت ملك هرات، وارد جنگ شوند.
وي در آن روزگاران مستقل بود و يار و متحد طوغاي تيمورخان مغول شمرده مي‌شد. سربداران لشكري مركب از ده هزار مرد جنگي گرد آوردند. اين لشكركشي از لحاظ آينده كار ايشان اهميت فراوان داشت. زيرا هدف آن رهايي سراسر خراسان از سلطه مغولان بود. يكي از شاعران درباري ملك هرات، اهميت اين نبرد را چنين توصيف مي‌كند:
گر خسرو كرت بر دليران نزدي وز تيغ يلي گردن شيران نـــزدي
از بيم سنان سربداران تا حشـــــر يك ترك دگر خيمه به ايران نزدي (ص 64)
اين رباعي كه سربداران را دشمن تركان مغول معرفي مي‌كند، در صفحه 360 جلد سوم تاريخ « حبيب‌السير» در شرح حال و سرانجام شيخ حسن، به ثبت رسيده است.
مؤلف « حبيب‌السير» از تسلط اميرولي يكي از امراء معتبر طغاتيمورخان مغول بر ولايت گرگان، چنين سخن مي‌داند:
...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 19:19  توسط علي عبدلي  | 

آذربايجان‌ كجاست‌

به‌ روايت‌ يك‌ سند آذري‌ :

علي عبدلي

 

مي دانيم كه دركشور ما اشخاص؛  ‌محافل‌ و جريانهايي‌ وجود دارند كه‌ نه تنها براين  واقعيت كه زبان ديرين آذربايجان غير تركي بوده بلكه حتي بر حدود جغرافيايي آن گوشه از خاك ايران‌ هم از نگاه‌ و منظري‌ باژگونه‌ مي‌نگرند. آذربايجان‌ را در گستره‌ جغرافيايي‌ ديگري نشان‌ مي‌دهند و براي‌ زبان‌ وفرهنگ‌ اصيل‌ و كهن‌ آن‌ خطه‌ گُرد خيز ‌، نشان‌ و هويتي‌ ديگر مي‌جويند. در اين‌ راستا عده‌ اندكي‌ روشنفكر مآب‌ و نظريه‌ پردازِ به‌ قول‌ تركها «اصلي‌ ايتيرَن‌» براي‌ اين‌ كه‌بتوانند با ايجاد توهم‌ براي‌ گروهي‌ عوام‌ و يا بي‌ اطلاع‌ از تاريخ‌ و تمدن‌ ايران‌، ‌ بيگانگان را به‌ تحقق‌ روياي‌ امپراطوري‌ اوراسيا اميد وار نمايند، دست‌ به‌ هر كاري‌ مي‌زنند.آنها ضمن‌ بازي‌ با الفاظ‌، انكار حقايق‌، جعل‌ و تحريف‌ اسناد و آثار فنا و فسادناپذير، ادبي و تاريخي ؛ دور زدن‌ جاهلانه‌ ي‌ واقعيات‌ تاريخ‌ و فرهنگ‌ سترگ‌ ايران‌، ناسزا گويي‌ به‌ خادمان‌ علم‌، كينه‌ورزي‌ نسبت‌ به‌ فردوسي‌ها و سجده‌ نمودن‌ بر چند قصه‌ ي‌ عاميانه‌ اُغوزي‌، در كمينگاه‌ شعار «شوونيسم‌ فارس‌!!» دشنه‌ بر گرده‌ هويت‌ ميليونها ايراني‌ اصيل‌ و ميهن‌ پرست‌ تركي‌زبان‌ فرو كرده‌ و تماميت‌ ارضي‌ ميهن‌ آنان‌ را آماج‌ تيرهاي‌ توطئه‌ مي‌كنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 7:26  توسط علي عبدلي  | 

 

د گر گشت  زبان در آذربايجان

     

رحيم رئيس نيا

 

در مورد نفوذ طوايف ترک زبان از طريق گذرگاه های قفقاز به آلبانی و آذربايگان در سده های ميلادي، در فصل مربوط به مناسبات دولت ساسانی با اقوام شرقی اين کتاب سخن رفته است. از اطلاعات حاصل از منابع موجود چنين برمی آيد که اقوام مهاجم ترک بارها از گذرگاه های قفقاز گذشته، سرزمين های بين کوه های قفقاز و ارس را درنورديده و به آذربايگان نيز رسيده اند و ای بسا که در بعضی جاها رحل اقامت افکنده اند و گاهی نيز در برابر قدرت ساسانی از در تسليم درآمده، با توافق مقامات ساسانی در بخش هايی از آلبانی و آذربايگان مسکن گزيده اند. در مواردی نيز به عنوان جنگاور مزدور به خدمت دولت ساسانی درآمده اند و در بخش های مختلف کشور و از آن جمله آذربايجان که از نظر نظامی دارای حساسيت خاصی بود، ماندگار می شده اند. بدين ترتيب زمينه برای انتشار زبان ترکی و رواج آن در بخش هايی از اين سرزمين فراهم می آمد تا بعدها با تبديل زبان ترکی به زبان عمومی ارتباط طوايف مختلف السان و به هم پيوستن تدريجی اجتماعات طايفه ای ترک زبان و.... مقدمات غلبه زبان ترکی بر زبان ها و نيم زبانهای رايج در آذربايجان آماده شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 15:20  توسط علي عبدلي  |