|
|
|
|
|
خبري براي تاتها و تات پژوهان از زمان انتشار رساله پر ارج " آذري يا زبان باستان آذربايجان " نوشته سيد احمد كسروي تاكنون مقالات و نوشته هاي فراواني در باره آذري و تات منتشر شده است كه هريك به جاي خود ارزش بسياري دارند . اما جاي يك اثر مدون كه به استناد آخرين دستاوردهاي پژوهشي بتواند آگاهي هايي در زمينه تاريخ ، زبان و جامعه ي تاتها ي ايران و بيرون از مرزهاي ايران در اختيار علاقمندان قراردهد ، همچنان خالي ست . اهميت اين موضوع موجب گرديد كه نگارنده دست به نگارش كتاب ( تاتهاي ايران و قفقاز ) بزند و اكنون اثر مذكور كه با حجم نسبتاً كم خود مي تواند پاسخگوي بسياري از پرسشها ي علمي در مورد آذري و تات و روشنگر انبوه ابهامات موجود در اين زمينه باشد ، تدوين گرديده و آماده چاپ مي باشد . با اين اميد كه با همكاري مخاطبان اثر هرچه زودتر ناشري پيدا بشود يا سرمايه گذاري كه هزينه چاپ آن را حد اكثر تا 20 ميليون ريال ، بپردازد . عناوين مطالب كتاب به شرح زير مي باشد : جغرافياي تات الف ـ داخل ايران ب - خارج از ايران تاريخچه كلمه تات : تات و ايرانيان : تركان شمالي تات و مفاهيم آن 1 - تات:فارس 2 - تات: ايراني 3 - تات: بيگانه 4 - تات: تخته قاپو كشاورز 5 - تات: دانشمند و اهل كتاب 6 - تات: حقير تات و تاجيك : تات و آذري : موقعيت كنوني تات : تات از نگاه ديگران آذربايجانبه روايت يك سند آذري تاتشناسي: پژوهشهاي منتشر شده درباره تات و آذري : الف: ايران ب: پايان نامههاي كارشناسي ارشد ج: خارج از ايران روايت يك متن تاتي به لهجه هاي مختلف . بريده اي از مقدمه كتاب ياد شده : اين مثل قديمي را شنيدهايم كه ميگويد: «باش سيز بوركاولمَز ،تات سيز تورك» يعني : سر بدون كلاه نميشود وترك بدون تات . به راستي ترك و تات چه ارتباطي باهمدارند. رابطه اين ها به چه زماني ميرسد و چرا مانند كلاه وسر، لازم و ملزوم يكديگر خوانده شدهاند؟. اگر تركان، قوم و ملت مشهوري هستند كه اكنون دربخشي از آسيا پراكندهاند، تاتها كيستند كه نامشان همه جاهمراه ترك است و سايه به سايه ي نام ترك وارد اسناد ومنابع تاريخ ايران شده است؟ آيا در زمانهاي كهن، هنگاميكه هنوز تركان در سرزمين اجدادي خود واقع در دامنههايجنوبي رشته كوههاي آلتاي به سر ميبردند با تات آشنابودند و يا در زمانهاي بعد كه دامنهي تهاجم و مهاجرتهايخود را به سوي غرب و خاك ايران گسترش دادند، با مردميكه «تات» ناميده ميشدند، ارتباط برقرار كردند و مانند كلاهو سر لازم و ملزوم همديگر شدند . بنا به برخي روايات اگر تات نامي است كه تركان بر ايرانيزبانان نهادهاند، پس چرا اهالي افغانستان و تاجيكستانكنوني كه از دير باز همسايه تركان بودند، «تات» خواندهنشدهاند. آيا واقعا" تات و تاجيك و تازيك برساخته از يكماده لغوي و داراي يك معني هستند ؟ با اينكه تاتي همه جا در معرض تهديد زبان تركي و مدامدر برابر آن عقب نشيني ميكند ، هنوز از خراسان تا كريمهواز اراك و تفرش تا داغستان، جماعاتي مختلف با آداب وسنن و زبانها و گويشهاي مختلف زندگي ميكنند كه خود راتات مينامند بي آنكه داراي هويت واحد قومي باشند. بهعبارتي تاتها جماعات مختلفي هستند كه سرزمين، زبان وفرهنگ واحدي آنهارا بهم پيوند نميدهد. اگر نام كردوبلوچ و گيلك و به ترتيب ياد آور نواحي قومي مشخصيچون كردستان، بلوچستان، گيلان ميباشد و هر يك از ايناقوام نيز با مشخصات زباني و فرهنگي از ديگري تميز دادهميشود، نام تات ياد آور زبان و ديار واحد ي نيست. يك نفرتات تا خود را معرفي نكند كسي نميداند به چه زباني سخنميگويد تا پي به هويت قومي او ببرد. تاتي سمنان و طالقان وبلوك زهرا و خلخال، جز در مشتركات كلي كه شامل همه يزبانها و گويشهاي ايراني ميشود، هيچ شباهتي با هم ندارند.با اين حال چرا همه ي آن مردمان را تات وزبانشان را تاتيميخوانند؟ و دهها پرسش ديگر كه اين نوشته تلاشي استبراي يافتن پاسخ آن . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 13:19 توسط علي عبدلي
|
|
||