تات ها

پايگاه تات شناسي

نگاهی به زبان بومی شاهرود خلخال

  نگاهی به زبان بومی شاهرود خلخال

 

سید اکبر یحیی زاده کارشناس ارشد زبان شناسی

 

منبع: www.abarshahr.blogfa.com

 

زبانها و لهجه های ایرانی گنجینه های گرانبهایی هستند که نمایانگر فرهنگ و تمدن تاریخی و کهن این مرز و بوم بوده و مطالعات علمی و گرد آوری و ضبط واژه ها ترکیبات و اصطلاحات آنها می تواند علاوه بر پویا کردن زبانها و گویشها مقدمه ای ارزشمند برای سایر پژوهشهای دیگر که با زبان ارتباط تنگاتنگ دارند بوجود آورد .

 

        از آنجا که زبان هر قومی آئینه تمام نمای فرهنگ آداب و رسوم اعتقادات باورها و پیشینه تاریخی آنها بوده و از بین بردن آنها باعث از رفتن میراث فرهنگی جامعه می شود اهمیت و ارزش بررسی های زبانی بر کسی پوشیده نیست .

 

     یار محمدی ( 1374 ) معتقد است که برای جلوگیری از زوال و انقراض زبانها و گویش ها باید هر چه سریعتر در بررسی و توصیف زبانها و گویشهای قومی همراه با کارکرد اجتماعی فرهنگی آنها بصورت نظامند کوشید و اطلاعات گرد آوری شده را ثبت و ضبط کرد .

 

       با توجه به ارزش و اهمیت بررسی گویش ها و زبانها و ارتباط تنگاتنگ گویش تاتی شاهرود با زبانهای کهن ایرانی از جمله اوستایی مادی و آذری از یک طرف و سیر نابودی و زوال این گویش از طرف دیگر نگارنده بر آن شد تا شمه ای کوتاه اما علمی و مستند در خصوص معرفی این گویش پیش روی خوانندگان قرار دهد . امید است که خوانندگان با ارائه پیشنهادات سازنده خود نگارنده را در مقالات بعدی بهره مند سازند .

 

گويش تاتی شاهرود خلخال

 

       ساکنین بخش شاهرود وارث و پاسدار واپسین نشانه های یکی از گویش های زبانهای کهن ایرانی یعنی زبان آذری هستند که امروزه گویش تاتی نامیده می شود . این گویش در مرکز بخش شاهرود – کلور – و تعدادی از روستاهای تابعه هم اکنون گویشوران زیادی دارد . هر چند به علت ارتباط با مناطق ترک زبان اکثریت ساکنین این مناطق به زبان ترکی به عنوان زبان دوم آشنایی کافی دارند اما ابزار برقراری ارتباط بین آنها از طریق زبان تاتی است .

 

     درباره پیشینه تاریخی گویش تاتی و همچنین در این مورد که آیا تاتی گویش است یا زبان ، نظرات متفاوتی ارائه شده است . اما مطابق نظر عبدلی ، آنچنان که از پژوهشهای بعمل آمده توسط محققین روسی و ایرانی بر می آید ،  تاتی همراه یار دیرین خود یعنی گویش تالشی که در مناطق وسیعی از استان گیلان بدان تکلم می شود بازمانده زبان کهن آذری است که روزگاری کل منطقه آذربایجان ، قزوین و گیلان به این زبان صحبت می کرده اند . « ا.م.دیاکونف » در کتاب تاریخ ماد بر این نکته تاکید می ورزد که بقایای زبان مادی در تاتی و تالشی کنونی محفوظ مانده است .

 

   کسروی (1355 ) نیز طی پژوهشهایی که انجام داده است نشان می دهد که گویش تاتی ادامه زبان آذری است که در اثر حمله مغول و سلطه سیاسی – اقتصادی قبایل ترک بر این منطقه از بین رفته است و فقط به نقاط پراکنده ای از جمله منطقه خلخال محدود شده است و در حال فعلی سخنگو دارد .

 

    کسروی می گوید : « لفظ زبان آذری را که ما در آثار گذشتگان از جمله جهانگردان و سیاحان  مسلمان و غیر مسلمان از مسعودی ابن حوقل و یاقوت حموی گرفته تا سمعانی و... می بینیم همان زبانی بوده است که در آذربایجان متداول بوده است و رواج ترکی امروزین آذربایجان در واقع در زمان سلاجقه و در نتیجه مهاجرت طوایف ترک از ماورءالنهر به آذربایجان شروع شده است و سپس در عهد سلطنت مغولها به اوج خود رسیده است . » (1355 : 56 )

 

               ابن حوقل در کتاب « صوره الارض » درباره آذربایجان چنین سخن می گوید :

 

« زبان مردم آذربایجان و بیشتر مردم ارمنستان فارسی و عربی است لیکن کمتر کسی به عربی سخن می گوید .» (ص 96 ).

 

    مسعودی مورخ نیمه قرن چهارم در صفحه (87  ) کتاب « التنبیه و الاشراف » درباره استانهای ایران از جمله آذربایجان می نویسد : « همه این استانها یک کشور بوده ... و زبانشان هم یکی بوده است که فقط در بعضی کلمات متفاوت داشته اند زیرا حروفی که زبان را بدان می نویسند یکی باشد و ترکیب کلمات یکی باشد ، زبان یکی است گر چه در چیزهای دیگر تفاوت داشته باشد ، چون پهلوی ،آذری و دری و دیگر زبانهای ایرانی.» ( صص : 74 – 73 )

 

    « امیل بئر » معلم زبانشناسی دانشگاه زوریخ طی تحقیقی که درباره زبان آذربایجان انجام داده است به نتایج قابل توجهی دست یافته است .  وی با واسطه یا بدون واسطه درباره زبانی که در هرزنات بدان تکلم می کنند اطلاعاتی جمع آوری نموده است و معتقد است زبانی که در گلین قیه ( از روستاهای هرزند تبریز ) بدان صحبت می کنند زبان آرین است . این زبان با تمام زبانهای آرین که تا به حال کشف شده است متفاوت  است و تعداد افرادی که به این زبان صحبت می کنند رو به کاهش است که علت آن ارتباط زیاد با روستاهای ترک نشیـــن اطراف است .   وی درباره تاتی شاهـــرود خلخـال

 

می گوید : « این زبان که اهالی آن آنرا تاتی می خوانند از نظر علم زبان فوق العاده جالب است

 

      اقبال آشتیانی (58: 1320 ) درباره زبان شعر آذربایجان چنین می گوید : « زبان شعر و ادب در آذربایجان همیشه فارسی دری بوده است ، یعنی همان زبان رودکی ، فردوسی ، حافظ و سعدی و زبان تکلم آن آذری بوده یعنی لهجه ای قریب به لهجه تاتی ( لهجه تالشی ) شبیه گیلکی و سخن سرایان بزرگ آذربایجان مثل قطران تبریزی ، شیخ محمود شبستری ، خواجه همام الدین و شیخ صفی الدین اردبیلی همه به این زبان شعر گفته اند .» و این نشان می دهد که این سروده ها به زبان آذری بوده اند . وی همچنین در مقاله  دیگری تحت عنوان « یک روز مهم در زبان آذری » به تحلیل کتاب شعر روحی انارجانی تبریزی می پردازد و این کتاب را که به طور کلی به زبان آذری نوشته شده است سند معتبری می داند در اثبات این ادعا که حتی در قرن دهم هجری در شهر تبریز – مرکز آذربایجان و پایتخت شاه اسماعیل – هنوز به زبان آذری سخن می گفتند .

 

       عبدلی (1369 ) معتقد است که با مقایسه ای که از لحاظ ویژگیهای واژگانی ، فعلی ، مصادر و قواعد دستوری بین گویشهای تاتی و تالشی از یک طرف و زبانهای پهلوی ، مادی و حتی اوستایی از طرف دیگر بعمل آمده ، جای هیچ تردیدی نیست که این دو گویش شباهت زیادی به نیا زبان خود داشته و با توجه به شباهتهای زیادی که با  زبانهای پهلوی ، مادی و اوستایی دارند ، طوری که حتی بسیاری از واژه های این زبانها عیناً در این دو گویش بکار برده می شوند ، به صراحت می توان گفت که هر یک در جای خود گویشی از این زبانهای کهن ایرانی محسوب می شوند .

 

    از مجموعه این تحقیقات و با توجه به مقایسه ای که نگارنده این رساله بین گویش تاتی و سروده های آذری بعمل آورده و همچنین بر اساس شباهتهای بین این گویش و زبانهای پهلوی و اوستایی چنین به نظر می رسد که تاتی ادامه منطقی زبان آذری است .

 

    صفوی ( 1367 ) زبان تاتی را از این جهت که همانند زبان آسی حالت ترکیبی خود را حفظ کرده است ، احتمال می دهد که شاخه ای از زبان سکایی میانه باشد .

 

     صادقی (1357 ) نیز در خصوص زبان مادی می گوید : « این زبان در غرب ایران و در منطقه ای که مادها بر آن حکومت می کرده اند رواج داشته است . از زبان مادی هیچ  سندی در دست نیست ، ولی بعضی کلمات آن در متون یونانی و در نوشته های فارسی باستان باقی مانده است . لهجه های تاتی که امروز در بعضی از نقاط آذربایجان و غرب ایران ( اردبیل و خلخال ) رایج است  و بعضی لهجه های دیگر احتمالاً با زبان مادی قرابت دارند . »

 

       از طرف دیگر با توجه به شباهت های تعداد زیادی از واژگان گویش تاتی از لحاظ آوایی و معنایی با زبان انگلیسی جای هیچ تردیدی نیست که این گویش نشأت گرفته از خانواده بزرگ زبان های هندو اروپایی است . برای اثبات این مدعی کافی است به واژه های تاتی زیر و مقایسه آنها با معادل انگلیسی آنها توجه شود : 

 

جدول 1-1 مقایسه برخی از واژه های گویش تاتی با زبان انگلیسی

 

 

 

تاتی

 انگلیسی

 فارسی

 

/?ặstặra/

 star

 ستاره

 

/but/

 boot

 پوتین

 

/daməĴ/

 damage

 خسارت و زیان

 

/liv/

 leaf

 برگ

 

/lelek/

 lilac

 درخت لیلاک

 

/kặt/

 cut

 زدن مو

 

/mung/

 moon

 ماه

 

/ləng/

 lag

 پا

 

 

   این واژه ها از واژگان بسیار اصیل و قدیمی گویش تاتی بوده و بدون تردید نمی توان آنها را جزء واژه های دخیل به حساب آورد .

 

        کوتاه سخن آنکه مطابق نظر باقری (1380 ) گویش تاتی جزء زبانهای ایرانی غربی است که در قسمت هایی از آذربایجان و برخی از نواحی داغستان و جمهوری آذربایجان بدان تکلم می شود و در حال حاضر تعداد اندکی گویشور دارد . و طی قرون ششم تا نهم زبان ترکی جای آنرا گرفته است .

 

      با توجه به این بررسی در زمانی این گویش موضوع بحث این رساله نیست و هدف توصیف ساختمان آن و بررسی همزمانی آن است ، لذا به همین مختصر اکتفا می شود . چرا که اثبات این ادعاها و بررسی سیر تحول تاریخی آن نیازمند یک سلسله مباحث تاریخی و علمی است .

 

     از تعداد دقیق گویشوران تات اطلاع دقیقی در دست نیست . اما آمار ها نشان می دهد که علاوه بر منطقه شاهرود ، در بخش هایی از استان گیلان – توابع شهرستان رودبار – قزوین ، تبریز و مناطقی از جمهوریهای آسیای میانه از جمله آذربایجان ، ارمنستان ، تاجیکستان ، و حتی برخی نواحی در  روسیه نیز به گویش تاتی تکلم می کنند هر چند که دارای گونه متفاوتی از این گویش هستند .

 

       بر اساس کتاب «مقدمه اللغه » تعداد گویشوران تات در جمهوری های شوروی سابق قریب یازده هزار نفر می باشند . هر چند محققین زیادی درباره گویشهای مختلف تاتی  تحقیقات مختلفی ارائه داده اند اما در این جمهوری ها تحقیقات چشمگیر تری صورت گرفته است و دارای آثار مکتوبی از ادبیات تات نیز هستند که به خط سیریلیک نگاشته شده است .

 

 

 برخی از ويژگی های گويش تاتی

 

 

گویش تاتی دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود .

 

1-    تنوع گویشی در فواصل جغرافیایی محدود : از ویژگیهای دیگر گویش تاتی، می توان به وجود تنوع گویشی در فواصل جغرافیایی بسیار محدود آن اشاره کرد . بدین معنی که علیرغم فاصله بسیار محدود بین روستاهای تات زبان ، گویش ساکنین هر روستا و منطقه تفاوتهای فاحشی با گویش ساکنین روستاهای همجوار خود دارد . گاهی این تفاوتها بخصوص در سطح آواها تا حدی است که در ایجاد ارتباط بین گویشوران مشکل ایجاد می کند .

 

3- رعایت اصل اقتصاد کلامی : از ویژگیهای برجسته دیگر این زبان رعایت اصل اقتصاد کلامی است که در مقایسه با زبان فارسی مشاهده می شود این اصل بخصوص درباره برخی از واژه های هم ریشه با زبان فارسی کم نظیر است . البته واژه های زیادی هم وجود دارند که این اصل در آنها رعایت نشده است و شکل قدیمی واژه ها با واجها و هجاها ی پایانی که در زبانهای اوستایی و پهلوی دیده می شود هنوز در این گویش بدون تغییر و یا با تغییرات جزئی کاربرد دارند . به عنوان نمونه می توان واژه های زیر را با معادله های فارسیی آن که هم ریشه هستند، با همدیگر مقایسه کرد:

 

               فارسی                                                          تاتی

 

       پدر                           /pedar/                        په                           /pe/

 

      مادر                           /mặdar/                        ما                          /mặ                

 

      برادر                        / barặdar/                       برا                       /bə rặ/

 

      کجا                            / koĴa/                         کا                          / kặ/

 

     آنجا                             /?ặnĴặ/                        اجا                       /?aĴặ/                          

 

     برف                            /barf/                            ور                         /var/

 

  

 

4-دارا بودن واژگان و ضرب المثل ها ی غنی :  از ویژگیهای دیگر گویش تاتی میتوان به داشتن واژگان قوی و ضرب المثل ها ی فراوان آن اشاره کرد . با وجود اینکه تاتی اسناد مکتوب نداشته و گویشوران بسیار معدودی دارد ، اما از غنای واژگانی و ضرب المثل ها ی فراوانی برخوردار است .

 

           امروزه تاتی بیش از هر زمان دیگر در حال زوال و انقراض است . عوامل متعددی در این امر دخیل هستند . از مهمترین این عوامل طرز نگرش قشر جوان بخصوص زوجهای جوان به زبان مادریشان است . این گروه از افراد نسبت به گویش تاتی نوعی نگرش منفی داشته و همواره سعی می کنند که به زبان فارسی صحبت کنند. مهاجرت بیش از حد و محدودیت قلمرو جغرافیایی مناطق تات نشین از عوامل دیگر زوال گویش تاتی است .

 

     هلمز ( Holmes ) (1992 ) علل اصلی تغییر زبانی را در عواملی چون مهاجرت ، تغییرات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی می داند و معتقد است که وقتی اقلیتی از یک مکان به مکان بزرگتری کوچ می کند ، بتدریج زبانی که از قدرت و وسعت بیشتری برخوردار است جایگزین زبان آنها می شود . جهت این تغییر زبانی همواره به سمت جایگزین شدن با زبان گروهی است که از قدرت سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی بیشتری برخوردارند . وی همچنین رمز بقای یک سمبل هویت به زبان خود بنگرند و در جهت حفظ آن قدمهای علمی و عملی بردارند . اما متاسفانه هیچ یک از این عوامل نه تنها در مورد گویش تاتی صادق نیست بلکه درست عکس آن رایج است .

 

      یار محمدی (1374 ) عقیده دارد که وقتی زبان یا گویشی به مرحله زوال یا انقراض رسیده ، منظور این است که بچه هایی که امروز به دنیا می آیند ، دیگر به آن زبان یا گویش سخن نمی گویند هر چند متولدین سالهای قبل هنوز به آن صحبت می کنند . وی نیز علل زوال زبانها را در عواملی چون مرگ گویشوران ، نگرش منفی آنها، تغییرات اجتماعی ، اقتصادی و اجتماعی می دانند . 

 

        امروز تاتی دقیقا چنین شرایطی را دارا است و این عوامل ، در حد وسیعی در انقراض و نابودی آن نقش دارد . و اگر اقدامات عملی و علمی در جهت ثبت و ضبط آن برداشته نشود ، طولی نمی کشد که شاهد انقراض کامل آن باشیم .

 

 بررسی های انجام شده

 

 درباره گویش تاتی تاکنون پژوهشی مستقلی به عمل نیامده است اما با وجود این در بررسی تحقیقات بسیاری از پژوهشگران درباره گویشها ، زبانها و فرهنگها می توان به اطلاعات جالب و ارزشمندی درباره این گویش و تاریخ و ساخت آن دست  یافت که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد .

 

       عبدلی (1369 ) به نقل از شادروان ملک الشعرای بهار می نویسد : تات به معنی تازیک و تاجیک ، یعنی فارسی زبانان ... .  ایرانیان از قدیم به مردم اجنبی تاجیک یا تاژیک می گفتند چنانکه یونانیان بربر و اعراب عجمی گویند .  این لفظ در زبان دری تازی تلفظ شد و رفته رفته خاص اعراب گردید . ولی در توارن ماواء النهر لهجه قدیم باقی و به اجانب تاجیک می گفتند ... .  بعد از اختلاط ترکان آل تایی به فارسی زبانان آن سامان ، لفظ تاجیک به همان معنی داخل زبان ترکی شد و فارسی زبانان را تاجیک خواندند و این کلمه بر فارسی ها اطلاق شد و تاجیک گفته شد .

 

        عبدلی از جمله محققانی است که خود اطلاعات جالب و درخور توجهی در خصوص تاریخ ، زبان ، فرهنگ و جامعه تاتها ارائه می دهد . وی در کتاب « تاتها و تالشها » ( 1369 ) به معرفی تاریخ ، فرهنگ ، گذشته ها ، اعتقادات ، باورها و بسیاری از جنبه های دیگر دو قوم تات و تالش می پردازد .

 

       وی همچنین در کتاب « فرهنگ تطبیقی تاتی و تالشی » (1380 ) ضمن معرفی پیشینه این دو گویش و سیر تحول تاریخی آنها به مقایسه برخی از واژه های این دو گویش و واژه های زبان پهلوی و فارسی می پردازد و سپس فرهنگ نسبتاً جامعی از واژگان این دو گویش را به ترتیب الفبایی ارائه می دهد .

 

          وی در این کتاب ، واژه هایی از دو لهجه تاتی و تالشی ارائه داده و به ارتباط این دو لهجه اشاره کرده است و اطلاعات زیادی درباره ساختمان آوایی و دستوری این دو لهجه ارائه می دهد . با دقت در بخش های مختلف این کتاب ، رابطه این لهجه ها با زبانهای باستانی ایران و ویژگیهای آوایی زیر می توان اشاره کرد :

 

1 – واج / v / آغازی ایرانی باستان و میانه در این لهجه ها باقی مانده است ، مانند :

 

/   vind-an  / ( دیدن ) ،  /  viva / (بیوه )، /vəhặr / (بهار ) ، /vəni / (بینی ).

 

2-  در مقابل واج /d / فارسی در کلماتی مانند « داماد ، دانستن » در این گویشها واج /z / بکار می رود ، مانند : / zanəs-an  / . / zặmặ / 

 

3- صفت فاعلی در گویش تاتی با اضافه شدن پسوند / ặr/ به آخر  بن مضارع ساخته می شود ، مانند : / duĴ-ặr/ ( دوزنده )، /  bar-ặr/ ( برنده ) .

 

4- وجود پیشوندهای فعلی / da/ . / a/ . / i/ . /pi /  در این گویشها که به معانی تازه و ثانوی دلالت می کند .

 

 

 

         عبدلی همچنین به شباهت های واژگانی این دو گویش با زبان پهلوی و اوستایی اشاره کرده و واژه های مشترک و هم ریشه بین آنها را ارائه داده است . که از جمله می توان به نمونه های زیر اشاره کرد :

 

   جدول 1-2 : مقایسه واژه های هم ریشه تاتی ، فارسی و پهلوی

 

 

پهلوی

 تاتی

 فارسی

 

اوزار

 اوزار/?avzặr/

 ابزار

 

از

 از/?az/

 من

 

آو

 آو/?ặv/

 آب

 

ایزم

 ایزم/?izəm/

 هیزم

 

بان

 بان/bặn/

 بام

 

توم

 توم/tum/

 تخم/بذر

 

دمب

 دمب/dəmb/

 دم

 

زنگ

 زنگ/zəng/

 زانو

 

سوج

 سوج/suĴ/

 سوز

 

 

با دقت در این واژه ها مشاهده می شود که بسیاری از آنها بدون تغییر از زبان پهلوی وارد گویش تاتی شده و در زبان فارسی تغییر کامل یافته است و این خود بیانگر قرابت نزدیک این گویش با زبانهای میانه و باستان ایرانی است .

 

    عبدلی معتقد است که با دلایل روشن می توان گفت که تاتی و تالشی ادامه زبانی است که دست کم در آغاز دوره فارسی میانه بدان سخن می گفته اند ، هر چند نشانه هایی نیز

 

مشاهده می شود که قدمت این گویشها را حتی به دوران بیش از فارسی میانه می رساند . این شواهد و نشانه ها همان اندازه که وجه اشتراک این گویشها را با زبان پهلوی شمال غربی نشان می دهد گویای پیوندهای خیلی نزدیک آنها با مادی و اوستایی نیز هست . زیرا که تفاوت زبان پهلوی با زبانهای دیرین مانند مادی واوستایی به همانگونه است که تشابه و تفاوت تاتی و تالشی باآن زبانها .

 

    عبدلی در کتاب « فرهنگ تطبیقی تالشی ، تاتی ، آذری » (1380 ) تاتی شاهرود را بدلیل داشتن ویژگیهایی که آن را به نمونه های دیرین زبان تاتی پیوند می دهد و تاثیر کمی که از زبانهای دیگر بخصوص ترکی داشته است نمونه اصیل تر و هسته مرکزی زبان تاتی آذربایجان می داند . وی در این کتاب نیز به مقایسه واژگان تاتی و تالشی با زبان پهلوی ، اوستایی می پردازد و واژه های مشابه و هم ریشه این زبانها را ارائه می دهد .

 

   در بخش دوم این کتاب به ارائه دستور گویش تاتی و تالشی می پردازد و ضمن ارائه پیشوندهای فعلی مختلف در تاتی و تالشی ، تعدادی از افعال را به گویش تاتی صرف کرده و شناسه های آن را مشخص کرده است . عبدلی همچنین برخی از پیشوندها ، پسوندها ، میانوندها و قیود را نیز ارائه نموده است. وی تنها به صرف فعلها و ارائه واژه های قید پرداخته و هیچگونه توضیحی از آنها ارائه نکرده است .

 

       وی در کتاب « فرهنگ و جامعه تاتها و تالشها » (1369 ) ضمن اشاره به ادبیات دو قوم تالش و تات و موقعیت جغرافیایی آنها به ارائه راهکارهای مناسب برای حفظ و بقای آنها می پردازد . وی رسیدن به یک زبان ادبی مشترک برای هر یک از این دو زبان و تدوین و کاربرد خط و آیین نگارش را مهمترین وسیله برای حفظ و بقای این گویشها می داند و سپس پیشنهاداتی در زمینه نحوه نگارش برای ثبت این گویشها ارائه می دهد .

 

     کسروی (1355 ) ضمن پژوهشی مفصل درباره زبان آذری ، زبان آذربایجانی ها در روزگار پیش از استیلای اقوام ترک ، تاتی امروز را به عنوان باز پسین یادگار آن زمان به روشنی  و می نویسد :

 

                آذری به یکبار از آذربایجان ناپدید نگشته است و هنوز در چند جا میان خود بومیان به آن زبان سخن گفته می شود و آنچه ما می دانیم یکی از آن جاها « هرزن » و « گلین قیه » از پیرامون مرند و دیگری « زنور » و سوم « حسنو » در قره داغ و چهارم خلخال است ... . چنانکه شنیده  ایم در لیقوان و آن پیرامون نیز تا شصت ، هفتاد سال پیش آن را می شناخته اند و در پاره ای خاندان ها گفتگو می شده ولی سپس ناپدید گردید . ( صفحه 33 )

 

  کسروی معتقد است که زبانی که تاتها بدان سخن می گویند ، در زمانهای گذشته گسترش زیادی داشته و به استناد شواهد عینی و پژوهشهای انجام شده ، زمانی همه مردم آذربایجان و قزوین را در بر گرفته ولی بعدها با اشاعه و استیلای زبان ترکی کم کم از بین رفته است .

 

    مرتضوی (1360) تحقیقات وسیعی درباره لهجه های دیرین آذربایجان ( به نامهای آذری ، تاتی ، هرزنی و ... ) بعمل آورده و نشان می دهد که این گویشها همزمان با زبان پهلوی رایج بوده و با زبان فارسی هم ریشه اند . وی به ارائه مدارک مستقیم یعنی آثار باز مانده از گویشهای ایرانی آذری و مدارک غیر مستقیم یعنی گواهی های تاریخی درباره ریشه و سابقه زبان ایرانی مردم آذربایجان می پردازد و در این راستا چندین فهلوی ، دوبیتی ، مصراعها و نسخه های خطی به زبان آذری ارائه می کند .

 

   با مقایسه این اسناد با گویش تاتی شاهرود و گویشهای دیگر تاتی ، کاملاً روشن می شود که تاتی یکی از گویشهای زبان آذری است که بسیاری از ویژگیهای زبانی و واژه های آن را بدون تغییر حفظ کرده است . 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 20:13  توسط علي عبدلي  |