گویشهای تاتی ایران

گیتی شکریگیتی شکری
گویشهای تاتی ، از گویشهای مرکزی ایران که به دستة شمال غربی زبانهای ایرانی (شاخه ای از زبانهای هند و اروپایی ) تعلق دارند. گویش تاتی که از یک سو با سمنانی و از سوی دیگر با تالشی پیوند دارد، از گویشهای قومی زبانهای ایرانی در ناحیه هایی است که معمولاً زبان بومی آنها ترکی است . گایگر گویش تاتی را زیرگروه لهجه های خطة خزر می داند (اورانسکی ، ص 317).

برخی از محققان حدس می زنند که ایرانی زبانان تاتی در دورة ساسانیان ، برای نگهبانی از مرزهای شمال غربی پادشاهی ساسانی ، به قفقاز گسیل شده باشند (همان ، ص 316). تاتی به دلیل مجاورت با مناطق ترک زبان ، و در برخی نواحی با گویش تالشی و گیلکی ، در معرض تهدید و نابودی است . بسیاری از تات زبانان به ترکی نیز صحبت می کنند، و تعدادی نیز در همسایگی گیلان ، به گیلکی و تالشی هم سخن می گویند. با اینهمه ، تمام روستاهایی که در 1330 ش ، در فرهنگ جغرافیایی ایران ، تات زبان معرفی شده اند، در ش نیز تات زبان بوده اند (بازن ، ج 2، ص 438).


ادامه نوشته

تات

علی پورصفر قصابی نژاد

  اصطلاحی که ترکان قدیم به بیگانگانِ مقیم سرزمینهای خود اطلاق می کرده اند. قدیمترین سندی که در آن واژة تات به کار رفته ، سنگنوشته های اورخون مغولستان است که از قرن دوم برجای مانده است . تات در این سنگنوشته ها ظاهراً به معنای «اَتْباع » و «رعایا» به کار رفته است ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «تات .1» و «اورخون »). در دیوان لغات الترک ، که در قرن پنجم تألیف شده ، تات به شکل تَت نیز ضبط شده و به معنای ایرانی ، فارسی ، فارسی زبان آریایی نژاد و کافر اویغوری آمده است (کاشغری ، ذیل «تات »، «تَتْ»، نیز رجوع کنید به ذیل «اُس »، «سُملِم تَتْ»). چون اصطلاح «تَژِک » (تاجیک ) در عصر ایلک خانیان (قراخانیان ؛ همان ، ذیل «تَژِک ») و احتمالاً پیش از آن (بهار، ج 3، ص 50) به ایرانیان اطلاق می شده ، می توان پنداشت که لفظ تات علاوه بر اینکه به ایرانیان و مردم یکجانشین گفته می شده (بارتولد، 1358 ش ، ص 320)، عنوانی بوده که پیش از ایلک خانیان بر عناصر خارجی سرزمینهای ترکان (احتمالاً خارجیان یکجانشین ترکستان ، بعضی قبایل متمدن ترک ، اقوام مغلوب و ساکنان نواحی تحت تصرف ترکان ) اطلاق می گردیده است ( د. فارسی ، ذیل واژه ؛ نیز رجوع کنید به د. اسلام ، ذیل «تات .1»). تات ، فرودست ، پست و رعیت نیز معنی شده است (رجوع کنید به «تاتار * »). این اصطلاح بعدها تحول معنایی پیدا کرده است ؛ با اینهمه ، ظاهراً تات در همة دوره ها بتدریج به مردم ایران اختصاص یافته است . بنابر منابع موجود، تحول معنایی تات از قرن نهم و دهم تا چهاردهم به این ترتیب بوده است : تازیک (رجوع کنید به فیضی سرهندی ، ذیل واژه )، رعایای ایرانی و گریزان از جنگ (دلاواله ، ص 50)، تاجیک یا مردم بومی ایران (کمپفر ، ص 880؛ سانسون ، ص 550)، فرقة تاجیک (استرآبادی ، ذیل واژه )، ساکنانِ مزارع و روستاها و شهرهای ایران (ژوبر ، ص 193)، کشاورزان و ایرانیان یکجانشین (اوبن ، ص 34، پانویس )، جماعتی از رعایا که ساکن شهر نیستند، خدمتگزار، مردم بیکاره و عاطل (قدری ، ذیل واژه ، به نقل از اللغات النوائـیّه و الاستشهادات الجغتائیه )، ساده دل و عوام الناس (همانجا)، دنباله روان از یک رهبر ( د. اسلام ، همانجا، به نقل از اللغات النوائـیّه ) و شخص دانشمند و اهل کتاب (دهخدا، ذیل واژه ).

ادامه نوشته

جامعه و زبان تاتهای جمهوری آذربایجان

دکتر مقصود حاجی اف

تاتها در جمهوری آذربایجان در نیم جزیرة آب شوران – در دهات باكو، در نواحی خیزی (خزر) سییه زن، دوچی، قوبا، شماخی اسماعیلی، قره داغ و قوبوستان مرزة در بخش در بند داغستان روسیه به طور پراكنده و در بعضی دهات و قریه جات بطور كامپاكت (یعنی در یك جا و مجتمع) زندگی می كنند. آریائی نژاداند، یعنی خود را از طوایف ایرانی نژاد میدانند. با توجه به ضرورت اهمیت حفظ زبان حقوق و آزادی و رشد و انكشاف زبان و ادبیات و تمدن این خلق ها را وظیفة عمد، حكومت مستقل كشور شناخت و تحت حمایت این فرمان مركز های مختلف فرهنگی به وجود آمد كه آنها بلافاصله شروع به تحقیق و جمع آوری و چاپ و انتشار نمونه های ادبی خلق های كوچك و یا اقلیت نمودند.

مركز فرهنگی تات ها نیز كه در راس آن اینجانب قرار دارد از تاریخ 14 دسامبر سال 1990 از طرف وزارت عدلیه تصویب و شروع به شمارش كردند در این مدت اشعار شعرای تاتی زبان جمهوری آذربایجان و قصه های تات ها و ترجمه آثار شعرای آذربایجان به تاتی صورت گرفت و تحقیقات مربوط به تاریخ واتنوگرافی – مردم شناسی تات ها و بررسی های مونوگرافی زبان تات های آذربایجان را به شكل كتاب و كتابچه جداگانه چاپ و در دستر تات زبانان گذاشتیم. بنده چندین سال به تحقیق و بررسی مسائل مختلف تاتها مشغول بوده ام.
ادامه نوشته

مسئله تات و تاتی در ایران

واژه « تات» اصطلاحي است كه از جانب تركان به اشخاص و اهالي فارسي زبان اطلاق گرديده و در منابع ادبي و تاريخي آنان بيشتر به كار رفته است. در منابع ايراني معمولاً اصطلاح « ترك و تاجيك» گروه فارسي زبان و ترك زبان را مشخص مي‌كرده است. با اين وصف، در تاريخهاي ايراني قبل از صفويه هم اين اصطلاح به چشم مي‌خورد، و از زمان شاه عباس كبير به بعد، اكثراً در نوشته‌هاي جهانگردان خارجي اين واژه به تعبير و تعريف درآمده است.
اي. پ. پطروشفسكي، در رساله « نهضت سربداران خراسان» مي‌نويسد:
شيخ حسن و مسعود (پس از پيروزي سال 742هـ ) ناچار مي‌بايست خواستهاي عامه مردم را برآورند و با بزرگترين امير فئودالي خراسان ــ معزالدين حسين كرت ملك هرات، وارد جنگ شوند.
وي در آن روزگاران مستقل بود و يار و متحد طوغاي تيمورخان مغول شمرده مي‌شد. سربداران لشكري مركب از ده هزار مرد جنگي گرد آوردند. اين لشكركشي از لحاظ آينده كار ايشان اهميت فراوان داشت. زيرا هدف آن رهايي سراسر خراسان از سلطه مغولان بود. يكي از شاعران درباري ملك هرات، اهميت اين نبرد را چنين توصيف مي‌كند:
گر خسرو كرت بر دليران نزدي          وز تيغ يلي گردن شيران نـــزدي
از بيم سنان سربداران تا حشـــــر     يك ترك دگر خيمه به ايران نزدي (ص 64)
ادامه نوشته