احسان یارشاطر
نخستین پژوهشگران برجسته زبان و فرهنگ تات :۲- پرفسور احسان یارشاطر / پژوهشگر و ایران شناس.
اپریل ۱۹۲۰ در همدان به دنیا آمد. پدرش تاجری اهل مطالعه بود و مادرش زنی هنرمند که نی مینواخت و آوازی خوش داشت و عشق به موسیقی و ادبیات او بود که الهامبخش پسرش شد، ۱۱ ساله بود که مادر را از دست داد و یک سال بعد پدر را به تهران رفت تا تحت سرپرستی داییاش که فرد نیکوکاری بود و ساختمانی را وقف بیمارستان میثاقیه کرده بود، قرار گیرد.
در سال ۱۹۳۴ با بورس تحصیلی به دانشسرای مقدماتی رفت. معلم ادبیات فارسی، محمدعلی عامری روی او تدثیر بسزایی داشت و او را به ادبیات علاقمند کرد. با بورس بعدی به دانشگاه تهران راه یافت و زبان و ادبیات فارسی خواند.
در سال ۱۹۴۱ لیسانس گرفت و در مدرسه علمیه تهران مشغول تدریس شد. همزمان حقوق خواند و در سال ۱۹۴۴ دومین لیسانس خود را در این رشته گرفت. سپس به عنوان استادیار در دانشکده تکنولوژی مشغول به کار شد. موقعیتی پیش آمد که بتواند در دانشگاه لندن به مطالعات خود در رشته زبانها و فرهنگ پیش از اسلام ادامه دهد. همزمان به فراگیری زبانهای دیگر هم پرداخت و بجز انگلیسی، آلمانی و فرانسه را هم آموخت.
در ۱۹۵۳ فوق لیسانس گرفت و برای ادامه تحقیقاتش درباره زبانها و لهجههای بومی ایران به ایران بازگشت.
در ۱۹۵۴ بنگاه ترجمه و نشر کتاب را بنیاد گذارد. در ۱۹۵۷ با ایرج افشار انجمن کتاب را پایهگذاری کرد و همان سال «راهنمای کتاب» که فصلنامه بود منتشر ساخت. از سال دوم راهنمای کتاب به ماهنامه تبدیل شد و حاوی نقد کتاب و مقالاتی دربارۀ ادبیات و زبان فارسی بود.
انجمن کتاب همچنین نمایشگاه سالانه کتاب را در تهران سازماندهی کرد.
در خلال این سالها برای مجلات و نشریاتی چون مهر، سخن، یغما و بولتن دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مقاله مینوشت.
در سال تحصیلی ۵۹-۱۹۵۸ به عنوان استادیار دانشگاه کلمبیا مشغول به کار شد. در ۱۹۶۰ به ایران بازگشت و در کنگره بینالمللی شرقشناسی مسکو تز دکترای دانشگاه لندن خود را به نام «تکلم لهجه تاتی در جنوب قزوین» ارائه کرد. سال بعد با لطیفه علویه که چند سال پیش از آن با او آشنا شده بود و علائق مشترکی داشتند ازدواج کرد.
با تأسیس بخش خاورمیانه دانشگاه کلمبیا در سال ۱۹۶۱ بخش مطالعات ایران به او سپرده شد. پس از هر سال تحصیلی و فراغت از تدریس در تابستانها به ایران میرفت تا ارتباط نزدیک خود را با انجمن کتاب حفظ کند. استراحت دو ساله خود را از ۶۴ تا ۶۶ در ایران گذراند. در سال ۱۹۶۴ بنیاد پهلوی تأسیس شد و بنگاه ترجمه یکی از وابستههای آن شد. در همین دوران دو جلد کتاب « نقاشی نوین» را تحت نام قلمی رهسپار، نامی که برای نقدهای هنری از آن استفاده میکرد، منتشر ساخت.
از دیگر کارهای بنگاه ترجمه «مجموعه ادبیات خارجی»، «مجموعه ایرانشناسی» و «فهرست کتابهای چاپی فارسی» بود
دکتر یارشاطر در سال ۱۳۴۰ با لطیفه الویه ازدواج کرد که صاحب فرزندی نیست ولی آنقدر کتاب و مجله و نشریه و مقاله تهیه و تنظیم کرده که همه اینها فرزندان او هستند. اکنون در آمریکا اقامت دارد و برای جلب کمک ایرانیان به نشر ( ایرانیکا ) به نقاط مختلف دنیا سفر می کند. مجله گردون می نویسد : سرانجام همت انسانی فرهنگدوست از نقطه ای که در ذهنش پدید آمده بود به مثابه هسته ای در دل خاک، درختی تناور و پربرگ، بال گسترد و دانشنامه ایران شکل گرفت تا فرهنگ ما را برای جهانیان تعریف کند.
وب سایت مرکز دایرت المعارف بزرگ اسلامی . http://www.cgie.org.ir/showbuilderB.asp?id=176&p=3.
ضربالمثل قديمي «باش سيز بورك اولمز ، تات سيز تورك» را شنيدهايم. به راستي اين دو چهرابطهاي باهم دارند. رابطه ترك و تات به چه زماني ميرسد وچرا مانند كلاه و سر لازم و ملزوم يكديگر خوانده شدهاند؟.